شاه محمود داعى شيرازى
19
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )
بسيار روشنتر و دقيقتر بيان كرده است 19 » . آثار منظوم و منثور شبسترى : منظومهى سعادت نامهى شبسترى نيز منظومهاى حكمى است اما در اينجا بر خلاف گلشن راز رنگ كلام و فلسفه بيشتر به چشم مىآيد . ضمن اينكه فضاى كلى اثر همان فضاى عارفانه است . منظومه همچون اكثر منظومههاى عارفانه با حمد و سپاس و ستايش خداوند متعال آغاز مىشود . سپس مدح رسول اكرم اسلام ( ص ) مطرح مىشود و پس از آن از چهار خليفهى جانشين پيامبر سخن به ميان مىآيد . پس از آن از شيخ ابو الحسن اشعرى تجليل مىشود و اين امر بيانگر گرايشات سنّى و اشعرىمآبانهى شبسترى است : آنگهى بر روان شيخ كلام * بو الحسن اشعرى امام انام آنكه بنهاد بهر طاعت را * مذهب سنت و جماعت را 20 پس از آن شبسترى وارد اصل كتاب مىشود . او عقل و نقل را دو ركن اصلى و اصيل راه يافتن به ساحت قدس مىداند . منظومهى سعادتنامه در هشت باب تنظيم شده است به ياد بهشت كه داراى هشت باب است . اين منظومه را نمىتوان داراى ارزش هنرى دانست ، بلكه اگر ارجى براى سعادتنامه قايليم به دليل محتواى معنوى آن است . شبسترى در سعادتنامه نيز همچون گلشن راز شاعرى را دون شأن خويش بر مىشمارد و علت سرايش اين منظومه را چنين بيان مىدارد : من كه در نثر موى بشكافم * تا چرا شعر شعر مىبافم گر ضرورت نبودى اين ابيات * كى ز من صادر آمدى هيهات مردم عصر شعر جوى بدند * علما نيز شعر گوى شدند سخن بدعت آنگهى شده فاش * در ميان جهانى از اوباش